h1

ولی الله در کار لوازم آرایشی

سپتامبر 5, 2010

جناب آقای شاهپرویزی

دوستانتان را منع کرده بودید که دیگران از رابطه مالی شما با آنها مطلع شوند.

اما به دیگران گفتید که با آنها رابطه ای نداشته اید.

بسیار عالی …

من متن اس. ام . اس های شما برای آنها را دیده ام.

همان ها که شما تاکید می کنید :

1- مبادا خانم راست. و آقای معظ. از رابطه من با شما مطلع شوند.

2- شماره حساب داده بودید که پول به حسابتان ریخته شود

3- پیگیر قیمت ماشینی که برایتان خریده بودند بوده اید که بتوانید خمس آن را حساب کنید(!!!)

راستی جناب آقای شاهپرویزی ولی الله را با تجارت لوازم آرایشی و لوازم گریم خانم ها چه کار؟!

جنابعالی این کسب و کار را به دوستان عزیز دیگرتان هم پیشنهاد کرده بودید.

آقای دکتر امید پ. که برای انجام کاری اکنون در فرنگ است و آقای محسن م.

ظاهرا دفترشان هم در یوسف آباد بوده . بالای کافه ویونا.

جالبه ! چرا همه را در یوسف آباد جمع می کردید؟!

راستی یک سوال دیگر…

ماجرای تامین پول ربایی برای دوستانی که امروز منکر رابطه با آنها شده اید چیست؟ ماهی 4% سود. آن هم قطعی . تازه حداقل !!!

صد رحمت به انصاف حاج جبارهای بازار !

لابد آن موقع از بازار بی خبر بودید. وقتی مبلغ ربا بالا می ره ، درصد سود ماهیانه میاد پایین.

این را همه می دانند اما چطور مهدی نزول خور زمانه نمی داند ، الله اعلم…

h1

برگی از کتاب استاد کوچک اخلاق

آگوست 23, 2010

و قل لهما قولا لیّنا یتذکّر او یخشی

جناب آقای شاه پرویزی یادمان هست که در جلسات خود به شاگردانتان توصیه می فرمودید:
«مثل یک گودال آب نباشید که با قطره ای نجاست، نجس شوید مثل دریا باشید که به راحتی نجس نمی شود»

حالا شما را چه شده است؟!!
قطره ای از ناپاکی هایتان که به خود شما بازگردانده شده ، موجب ناپاکی وجودتان شده ؛ تا آنجا که هرچه دارید و ندارید را به خدمت گرفته اید و در تلاشید تا خود را و پاکی خود را اثبات کنید!

از روش بی ارزش و منش نادرست شخص شما و اطرافیانتان ایراد می گیرند ، آن را اهانت به خدا و رسول و قرآن و هدایت بشریت تعبیر می نمایید و مستمسک ولایت فقیه می شوید و برهان می آورید که تحت نظارت بیت رهبری هستید…

می گویند شاهرخ شاه پرویزی از برخی افراد سوء استفاده مالی کرده ، ارثیه دیگران را پیش می کشید و از مردم امضا می گیرید که بگویند ما به اختیار وعلاقه خود آمده ایم و کرده ایم آنچه کرده ایم.

می گویند شاهرخ شاهپرویزی آموزه هایش نقد های پرشمار دارد، کلاس های قرآنی و متفرقه می گذارید و سعی می کنید سهم آموزه هایتان از لب های شاگرد نمونه تان را کمرنگ نمایید.

می گویند شاهرخ شاه پرویزی در مجالس فسق و فجور و با زنان و دختران آنچنانی و معلوم الحال در اتومبیلش و درکوچه پس کوچه های گیشا چه می کند؟! تهمت و افترایی پیاده می کنید و داستان صیغه کردن دختر مستمندی را به مخالفان نسبت می دهید.

می گویند شاهرخ شاهپرویزی خود را در جامه ای زیبا پوشانده و باطنی متفاوت دارد ، افرادی را اجیر می کنید تا جامه دان و سایه بان تان باشند و خرقه های پر زرق و برق تر و فریبنده تر به تن می کنید…

پیش از این خود را به گونه ای جلوه می دادید که انگار اقیانوس عظیم اخلاق و سعه صدر و صبوری و پاکدامنی هستید، چه شده که امروز نسیم بسیار ملایمی از فاصله ای بسیار دور موجب بروز طوفان های شدید و تلاطم های عظیم روحی و روانی در حوض کوچک شما و باتلاق اطرافیانتان گردیده است؟!!

حامیانتان با تحریک و هدایت جنابعالی به فحاشی و دروغ پردازی و سایر رذایل اخلاقی دیگری که این روزها از شما آموخته اند مشغولند.
یادمان نرفته که حضرت استاد در جلسات اخلاق می گفتند و تاکید می کردند تحت هیچ شرایطی دشنام دادن و فحاشی به یک مسلمان جایز نیست!!!

البته به شما عرض کنم که ما آنها را مقصر نمی دانیم. آنان مبتلا به شمایند. مبتلا به توجیه و تعصب. همه آن خصوصیاتی که یا به شیطان نسبت شان دادید و یا به جهل.

سوالاتی ساده از شما پرسیده شده است.
آیا ساحت جنابعالی از ساحت مقدس حضرت احدیت منزلت بیشتری دارد که جنابعالی و حواریون شما را تاب و توان دیدن ضعف و ناتوانی مسیحای زمانشان در برابر تردید و تشکیک یاران قدیمی نیست؟

آیا مسیح آن هنگام که برای هدایت مردم به چارمیخ مجازات کشیده شد و برای آرمان اخلاقی اش جان داد ، حواریون خود را مجهز به سلاح توجیه کرد تا شمشیر دروغ و تهمت و تخطئه را از نیام خفت و غفلت بیرون کشند و ناجوانمردانه در خلوت های زنانه دسیسه وبچینند و سینه مخالفین را بشکافند و بکوشند با تهدید و ارعاب از ساحت مسیح محافظت کنند ؟!!

حاشا از شباهت جبروت خودساخته شما با تار مویی از مسیح و یهودا، چه رسد به کبریای محمد و علی و مهدی!!!
راستی چقدر آن درس «مرشد حقیقی و دروغین» جنابعالی این روزها تداعی می شود…
می گفتید:
«اگر مرید واقعا مرید باشد حتی یک مرشد دروغین هم می تواند باعث هدایت او شود»
عجب حکمت زیبایی را از آموزه های چین و تبت ، گرته برداری کرده بودید.

می بینید …
امروز ما و تمام آنان که در برابر ظلم جبارانه و کفر ملحدانه شما ایستاده ایم با تمام توان در تلاشیم تا آنچه از اخلاق و حریت برایمان تحفه آورده بودید ، مراعات کنیم.

اما شما چه می کنید؟!!
کاش دهانتان از عطر خوشِ اخلاقی که به ما فخرش را فروختید بهره ای برده بود و دل تان از آن همه حکمتی که از کتاب ها و انسان های مختلف جمع آوری کردید و به نام خود زدید ، رقتی حاصل کرده بود و قلبتان به ذکر خدایی که از طریق آن نام و ننگی کسب کردید ، آرامشی یافته بود.

کاش شما که خود را سمبل انسان کامل جلوه دادید و مدعی شدید که انسان کامل ، همان انسان بی ذهن است امروز نشانه ای از آن همه ادعای صرف و فخر فروشی از خود به نمایش می گذاشتید…

ای کاش رفتار امروز و این روزهای شما و اطرافیانتان ، جای تردیدی در حقانیت این یاران قدیمی و نقدهای سنگین و دردناک آنان بر شما و عملکردتان باقی می گذاشت.
ای کاش دل خوشیِ شاگردان کلاس های شما به سفیر ناراستین اخلاق و معرفت از دیار شوکت و کرامت ، پس از چندین و چند سال محرومیت از آرامش و بصیرت واقعی و سرگرم شدن به خیال پردازی ها و اوهام مسیحایشان ، سرانجامی خوش تر از این داشت.

کارنامه شما روی میز است…
مگر آنکه همچون همیشه خود را پشت سر زنان همراه و سینه چاکتان پنهان کنید و بگویید :» از کارهای آنها بی خبرم ، با من هماهنگ نمی کنند!»

جناب آقای دکتر شاه پرویزی ، باید می دانستید که آنچه شما ناخودآگاه در طول سالیان سال در شاگردان خود پرورش داده اید ، روحیه حق جویی و ظلم ستیزی است. این راهی بی بازگشت و یک طرفه است.
همان چیزی که امروز بلای جانتان شده است. حتی اگر خود را در برج های شیشه ای بیابید…

نمرود را به یاد بیاورید. با آن همه ثروت و قدرت و محافظ و تشکیلات و امکانات ، گرفتار پشه ای شد. آیا این پشه را در اطراف خود نمی بینید؟!! نگاه کنید!

و عِبادُ الرَّحمنِ الذین یمشون علی الارضِ حونا و اذا خاطَبهمُ الجاهلون قالوا سلاما

h1

جریانات اخیر در موسسه نورالحکمه و چند سوال از آقای شاهرخ شاه پرویزی

آگوست 19, 2010

کسی که خود را در معرض تهمت قرار داد ، سرزنش نکند کسی را که به او بدگمان شد. ( حضرت علی ع )این حدیثی است که استاد شاهپرویزی در 23/8/86 در سلسله مباحث اخلاق بیان نموده است.

شاید کمتر کسی به مسائل پیش آمده با نگاهی دقیق و موشکافانه نگریسته باشد. چرا که همچون همیشه آقای شاه پرویزی هرگاه با مسأله ای مواجه می شوند تلاش می کنند تا ضمن قلب نمودن حقیقت، یارکشی کنند و از طریق تحریف مسائل و تحریک احساسات شاگردانشان ، طرف مقابل را منکوب نمایند ، این بار هم قصد دارند با هیاهو و قیل و قال و مرثیه سرایی توجه افکار را به درگیری و مواجهه بدون مطالعه جلب نمایند.

به راستی که زیبا فرموده اند مولای متقیان که : حبّ الشیء یُعمی و یُصم ( علاقه و دوست داشتن موجب کوری و کری می شود)

وقتی به مسائل مطرح شده در آن جلسات خوب دقت شود و به قول استاد عزیزمان به خوبی نقد و معرفت شناسی شوند چند سوال اساسی پیش خواهد آمد:

1. جناب آقای شاه پرویزی ، جنابعالی که صاحب کشف القلب هستید و باطن افراد را می بینید ، جطور متوجه روح پلید و باطن ناپاک این افراد نشدید و آنها را تا درونی ترین لایه های خود دعوت نمودید و با آنها شراکت کردید و مشاوره دادید و هزاران هزار SMS زدید و بزرگوارشان یافتید و از اسرار نگوی خود با آنها در میان گذاشتید؟

از اینها گذشته طبق اسناد موجود، شما آنان را دوستان بسیار عزیز خود و ای بسا عزیزترین دوستان خود خطاب کرده اید. به یک نفر از این افراد گفته اید که برادر شماست و این برادری را خداوند مقرر نموده است و … ( البته اگر به زودی منکر این نشوید که این افراد نزدیک ترین دوستان و یاران شما بوده اند و شاید هم بدتر ممکن است به زودی منکر شوید که اصلا چنین کسانی را می شناسید، شاید هم به تقدیر ملکوت و خداوند معترض باشید!)

چگونه ممکن است فردی که هم از لحاظ بهره هوشی خود را نابغه می داند و هم با ملکوت در ارتباط است و از اوضاع و احوال آن سو خبر دارد و آگاهی برتر دارد و به قلب او الهام میشود و چهره برزخی انسان ها را می بیند و به قول خودش با نگاهی به یک نفر می تواند تمام اتفاقات زندگی او را ببیند ، در طی 13 سال فعالیت و رابطه تنگاتنگ با این افراد متوجه باطن کثیف و روح پلید و درون غرض آلود آنان نشود؟!!

2- جناب آقای دکتر شاهپرویزی ، استاد عزیزی که شاگردان خود را به گفتن بی واهمه عبارت «نمی دانم » تشویق و ترغیب می کردید، فرض را می گذاریم بر صحت حرف های جنابعالی. اینگونه فرض می کنیم که این افراد از شما یک راهنمایی شغلی و اقتصادی خواستند. خود شما به عنوان کسی که هم خودتان و هم سخنگویتان صراحتا اقرار کرده اید که از اقتصاد چیزی نمی دانید ، چگونه به خود اجازه دادید که به جای گفتن عبارت نمی دانم ، در کوچکترین و بزرگترین مسایل اجرایی فعالیت اقتصادی دوستانتان اظهار نظر کنید؟ ( از رنگ تابلو گرفته ، تا استخدام پرسنل و … ، به گواهی اسناد موجود )

از همه اینها بدتر و روشنگر تر ، سخن زشت و ناپسندی است که هم بر لبهای شما و هم بر لبهای سخنگویتان جاری شده که: » … مرتبا از من مشاوره اقتصادی می خواستند ، به لطف خدا ، به لطف خدا ، به لطف خدا زمین خوردند»!!!

آیا لطف خداوند معطل آن است که ببیند جنابعالی قصد تخریب و تحقیر چه کسی را دارید و بعد جاری می شود؟!

3- جناب آقای شاهرخ شاهپرویزی ، آیا جنابعالی صراحتا در جلسات آموزشی اخلاق خود تاکید نکردید که حتی اگر کسی عمل زشتی را هم انجام داد و شما آن را دیدید، باید انسان مومن مانع انتشار و شیوع آن شود و نباید به نقل آن خبر بپردازد؟ آیا جنابعالی به آیه 19 از سوره مبارکه نور اشاره نکردید که … ان الله یُبغَض ان تشیع الفاحشه …؟ آیا نفرمودید که کسی که موجب شیوع عمل زشتی شود فاسق است؟!

تنها و تنها فرض می کنیم که این افراد خواسته بودند اعمال زشتی را مرتکب شوند( از جمله اینکه به نقل از سخنگوی جنابعالی که مدعی است از شما شنیده است این افراد می خواسته اند به ناموس مردم خیانت کنند. هرچند خود شما در خلوتتان می دانید که این فرمایش جنابعالی صحت ندارد و صرفا برای تخریب شخصیت و هویت این افراد چنین کاری کردید.)

خوب از خود شما سوال می کنیم جناب آقای دکتر شاهپرویزی، استاد اخلاق(!!!) چطور جنابعالی به خود اجازه دادید که هم راز مردم را با سخنگویتان در میان بگذارید وهم اینکه به آن فرد اجازه دادید این داستان را به طور علنی به دیگران افشا کند و چرا پس از این عمل زشت در مقام استاد اخلاق با عمل قبیح همکارانتان برخورد نکردید ؟

حتما از قرآن در باب غیبت به یاد دارید : … أیحب أحدکم أن یأکل لحم اخیه میتا فکرهتموه
آیا آنچه شما مرتکب شده اید و دوستانتان را به آن تشویق کرده اید ، آمیخته ای از غیبت و تهمت نیست؟

آیا شما که خود را جزو اولیاء الله می دانید ، داستان آن زن زناکار که خود به گناه خود اقرار کرد و به پیشگاه مولای متقیان شتافت تا مجازات شود را نشنیده اید؟ آیا نشنیده اید که امیر المومنین این زن را از پیشگاه خود راند و حرفش را نپذیرفت؟

آیا آموزه های اخلاقی جنابعالی و آن فهم عمیقتان از مسائل و قرآن ، صرفا برای تدریس به دیگران است و شما و عُمّال موسسه منسوب به شما، مستثنی از تمامی این باید ها و نبایدهای اخلاقی و قرآنی هستید؟!
آیا این آموزه ها (که به فرمایش خود جنابعالی حاصلی جز گمراهی و شیطان پرستی نداشته) فقط برای گرفتن شهریه و چرخاندن امور خیریه است؟
آیا شما چون مجبور به تدریس هستید و کار اقتصادی دیگری از شما بر نمی آید حرف هایی می زنید که خود نیز به آنها باور ندارید؟

به قرآن گوش کنید…
یا أیّها الذین آمنوا لِمَ تقولون ما لا تَفعلون ، کَبُرَ مقتا عِندالله أن تقولوا ما لا تفعلون – سوره مبارکه صف

سوالات دیگری هم داریم …

h1

خداوند ما را آزاده آفرید ، بنده کسی نباشیم.

آگوست 16, 2010

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم – بسم الله الرحمن الرحیم
و بشِّر عبادی الذین یستمعون القول و یتّبعون احسنه

دوستان عزیز و ارادتمندان استاد شاهرخ شاه پرویزی
با سلام و آرزوی سربلندی

این روزها با حرف ها و حدیث هایی مواجه شده اید در خصوص 3 نفر انسان شیطان صفت و حسود که ( به گفته استادمان و مسئول موسسه ایشان ) قصد ضربه زدن به قرآن و اسلام و هدایت بشریت را دارند. به شما گفته شد که اینها انسان های بدبختی هستند که طاقت موفقیت ولیّ خدا و انسان کامل را ندارند. فرزانه بی نظیری که دغدغه ای جز هدایت مردم و یاری رساندن به آنها را ندارد و نهایتا احساسات پاک شما را به بازی گرفتند و برای مظلومیت این انسان پاک گریه کردید و بعد هم نوشته ای را امضاء کردید که نویسنده در آن تلاش می کرد حقانیت موسسه قرآنی (!!!) و مدرسین آن ( مخصوصا استاد بزرگوارمان شاهرخ شاه پرویزی ) را مورد تایید مخاطبین قرار دهد.

همچنین در این مراسم بسیار اخلاقی (!!!) تهمت های بسیاری بر این 3 نفر و دیگر افراد مطلع از حقیقت پشت پرده آن موسسه و استاد کامل آن ، وارد شد.
گروهی از شما باور کردید و بر این گروه ( که حتما از آنها و حرف هایشان چیزی نمی دانستید) لعن و نفرین روا داشتید. گروهی پا را فراتر گذاشته و انواع و اقسام تهدیدات را نثار این افراد نمودند. تهدید آنها به مرگ ، به ضرب و شتم ، به بی آبرویی و بسیاری چیزها که شرم مانع بیان آنهاست.

خوب ، حق هم داشتید. احساس کردید که این گروه خاطی دارند امکان هدایت را ازشما می گیرند. احساس کردید که باید تمام داشته هایتان را صرف حمایت از هدایتگر راستینتان نمایید.

ولی ای کاش می دانستید بسیاری از شما دوستان آغازگر راهی هستید که ما در انتهای آن قرار داریم.

شما از کدامیک از خدمات این گروه ( که امروز از سوی موسسه منسوب به استاد جزو دشمنان اسلام و قرآن به شمار می روند!!! ) برای پیشبرد فعالیت های آقای شاهرخ شاهپرویزی ، اطلاع دارید؟
کدامیک از شما این را می دانید که این گروه در طی این مدت چند ساله چه مبلغ پول به شخص او و خیریه وی کمک نموده اند؟
آیا به شما از ارتباط نزدیک و تنگاتنگ این افراد با شاهرخ شاهپرویزی چیزی گفته شده است؟

در آن جلسه شفاف سازی ( که هرچه اصرار کردیم بگذارید ما هم در آن شرکت کنیم و حرف بزنیم و نگذاشتند و ما را فاسد خواندند) برخی افراد را بلند کردند و گفتند که اینها هر ماه بیش از 500 هزااااار تومان (!!!) در ماه به خیریه کمک می کنند؟
آیا به شما گفتند که چه کسانی در ماه بین 5 تا 7 میلیون تومان به خیریه و شاهرخ شاهپرویزی کمک می کردند؟

فردی بلند شد و گفت که برای بالا بردن مدل ماشین استاد شاهپرویزی 10 میلیون کمک کرده و در ادامه ما را افرادی شیطان صفت خواند که وقیحانه حرف هایی علیه فعالیت های انحرافی این مرشد گم کرده راه زده ایم ؟
جناب آقای س. زاده آیا آقای دکتر به شما گفتند که همین افراد شیطان صفت ، در بدترین وضعیت مالیشان برای استاد بزرگوار شما هیوندای سوناتا اتوماتیک خریدند و هدیه کردند؟!!

قصد نداشتیم که حرف هایمان را رسانه ای کنیم.
آقای شاهپرویزی امکان هرگونه برخورد مسالمت آمیز را گرفتند و جلسه ای برگزار کردند که هدف آن صرفا تخریب افرادی بود که به ماهیت اعمال او پی برده بودند.
البته این اولین جلسه ای نیست که به این منظور برگزار شده . این رویه ای نامیمون و ناجوانمردانه برای از میدان به در کردن کسانی است که حرف هایی دارند و حقایقی را می دانند که نباید.

آیا صرف نام گذاری یک جلسه به نام » شفاف سازی» موجب شفاف سازی می شود؟
آیا تحریف واقعیت و اکتفا به گفتن برخی دروغ ها و بهتان ها و تحریک عواطف دیگران را می توان شفاف سازی خواند؟

دوستان عزیز!
به مصداق این حدیث شریف که خُذِ الحکمه ولو من اهل النفاق بیایید به این آموزه استاد اخلاقمان (!!!) گوش دهیم که » بی آنکه چیزی بدانید ، قضاوت نکنید» و از این مهمتر عملی انجام ندهید و به آیات قرآن گوش فرا دهیم که و لا تَقفُ ما لیس لک به علم…
احساسات پاکتان و وجود سراسر اخلاصتان را بازیچه دست این و آن نکنید.
حرف های فراوانی هست که با شما مطرح خواهیم کرد.

ما دیروز در کنار شما بودیم و پیشتاز آنچه شما امروز می کنید.
امروز عبرتی برای شما هستیم که ببینید و پند بگیرید.
شاید فردا دیگر در میان شما نباشیم و موجب حسرت شما باشیم.

والسلام علی من اتبع الهدی

h1

نامه ای از مطلعین

آگوست 16, 2010

صبح امروز نامه ای به دستمان رسیده که گویا از طرف مطلعین جریانات اخیر موسسه ژرف نگران ( موسسه ای که شاهرخ شاهپرویزی ریاست هیئت مدیره آن را بر عهده دارد و کلیه منافع آن به گفته مسئول این موسسه در اختیار آقای شاهپرویزی است ) تنظیم و ارسال شده است.

نظر شما را به این نامه جلب می کنیم.

در پست دیگری متن نوشته این افراد بارگذاری خواهد شد.

مدیریت محترم وبلاگ دکتر شاهپرویزی

با سلام

از آنجا که به نظر می رسد فعالیت شما به منظور آگاه سازی هرچه بیشتر دیگر افراد در خصوص فعالیت های آقای شاهپرویزی می باشد ، بر آن شدیم ضمن نامه ای در خصوص اتهامات و تهمت های وارده اخیر از سوی ایشان و سخنگوی ایشان به ما و جریانات پشت پرده مربوط به آن اطلاع رسانی نماییم.

با آرزوی توفیق

h1

تشکر از مدعوین مراسم تدفین اخلاق در موسسه قرآنی

آگوست 15, 2010

این روزها در موسسه منسوب به شاهرخ شاه پرویزی بلوایی برپاست.
ظاهرا گروهی را به صورت غیابی محاکمه و مجازات می کنند.
جالب ترین قسمت این ماجرا اینجاست که مدرس و رییس هیئت مدیره این موسسه قرآنی ، در کلاس های به ظاهر اخلاقی خود فغان ها زده بود و از مولای متقیان حضرت امیر ( ع ) نقل کرده بود که فاصله بین دیدن و شنیدن همان مرز بین حق و باطل است.
وی با همین استدلال به منکوب کردن تمام شاگردانی که از زبان دیگران چیزهایی در مورد او شنیده و روایت کرده بودند پرداخته بود
اما در کمال تعجب ، سخنگوی ایشان ، سرکار خانم ک. مسائلی را مطرح نموده که به گفته خودش فقط از آقای دکتر شنیده و قطعا چیزی در مورد جزییات آنها نمی داند.
باعث شگفتی این است که سایر سجایای اخلاقی مورد تاکید استاد شاهپرویزی نیز در این جلسه به مسلخ برده شده اند
رازداری و رازبانی
حفظ آبروی مومن ، مطابق آموزه های دکتر شاه پرویزی آبروی مومن از حرمت کعبه بالاتر است.
پرهیز از شیوع اعمال منکر و زشت بر اساس آیات قرآن و درس های اخلاقی استاد
نشر اکاذیب و اتکای صرف به شنیده ها
کتمان نمودن حقایق و دروغ پردازی

و البته برخی سجایای اخلاقی نیز به دروس اخلاق ( ! ) استاد اضافه شده اند:
هرگاه با کسی مساله ای پیدا کردی و احساس ضرورت کردی ، می توانی به او تهمت بزنی.
هرگاه کسی با تو رازی در میان گذاشت و تو بعدها با او اختلاف پیدا کردی ، می توانی راز او را با دیگران مطرح کنی.
حتی اگر کسی پیش تو رازی به امانت نگذاشته بود ، اگر لازم شد می توانی برای او رازی بسازی و آبرویش را بریزی.
اگرچه تو استاد اخلاقی ولی می توانی تمام آبروی دیگران را با یک نفر دیگر که ظرفیت دانستن آنها را ندارد قسمت کنی.
در روزهای آینده تلاش خواهیم کرد دلیل اصلی برگزاری این جلسات کاملا اخلاقی و اسلامی(!!!) را از زبان مطلعین امرجویا شده و منتشر نماییم.

h1

دیدگاه هایی که امنیت و دینداری جامعه اسلامی را به تاراج می برد

آگوست 7, 2010

همراهان عزیز
مدت زمان زیادی نیست که در خدمت شما بوده ایم.
در این مدت بسیار کوتاه ، تقاضاهای بسیار زیادی به ما رسید و قوت قلب های پرشماری نصیب شد.
خبر بسیار خوشی برای شما داریم.
در آینده بسیار نزدیک جزییات بیشتری در خصوص دیدگاه های شاهرخ شاه پرویزی درباره موضوعات زیر خواهیم نوشت.
1- احکام دینی جدید ( نماز ، وضو ، بانکداری اسلامی و ربا ، حلال و حرام های جدید ، زیارت ائمه و ادعیه )
2- دیدگاه های سیاسی دکتر شاه پرویزی درباره وقایع اخیر کشور
3-مذهب دکتر شاه پرویزی ( شیعه یا سنی )
4-دیدگاه های دکتر شاه پرویزی درباره رهبری و حکومت اسلامی

h1

کتاب های دکتر شاهپرویزی

ژوئیه 19, 2010

دکتر شاه پرویزی درطول فعالیت 13 ساله خود اقدام به انتشار برخی کتاب ها نموده است. کتاب های وی عبارتند از :

(Shahparvizi`s Books)

1- جهان ، بهترین مشاور ازدواج ( این کتاب بیشتر دربر دارنده مطالب مربوط به دوره های خودشناسی است که البته به گفته خود دکتر ، وزارت ارشاد بعضی از قسمت های آن را حذف کرده است. )- تالیف دکتر شاه پرویزی

2- یوگا برای کودکان و نوجوانان ( این کتاب ترجمه است ) – ترجمه دکتر شاه پرویزی

3- روانشناسی رازهای کودکی ( ترجمه ) – ترجمه دکتر شاه پرویزی

4- پاکان در قرآن – تالیف دکتر شاه پرویزی

5- گزیده های معنوی از مثنوی مولوی – تالیف دکتر شاه پرویزی

6- کوچک از عارفان بزرگ ( این کتاب به طور محدودی چاپ شد و پس از مدتی ، دیگر تجدید چاپ نگردید ، دلیل آن را بعدا خواهید دانست)- تالیف شاهرخ شاه پرویزی

7- کوچک خرد – تالیف شاهرخ شاه پرویزی

8- کوچک زندگی – تالیف شاهرخ شاه پرویزی

9- کوچک پند – تالیف شاهرخ شاه پرویزی

10- کوچک حکمت – تالیف شاهرخ شاه پرویزی

11- کوچک اخلاق – تالیف شاهرخ شاه پرویزی

12- کوچک مرگ – تالیف شاهرخ شاه پرویزی

13- آرامش بینش و بینش آرامش – تالیف شاهرخ شاه پرویزی

14- قله ها و دره ها ( ترجمه ) – ترجمه شاهرخ شاه پرویزی و امید پرتو

15- از هر دری سخنی ( به تازگی منتشر شده است و به زودی جلد دوم آن نیز منتشر خواهد شد ) – تالیف شاهرخ شاه پرویزی

و اما کتاب دیگری در راه است …

h1

شاهرخ شاه پرویزی برای تو … ؟!

ژوئیه 14, 2010

شاید برای خیلی ها دکتر شاه پرویزی یه اسم باشه که زیاد شنیدن و براشون جالبه که بدونن کیه

برای بعضی ها ممکنه یه تجدید خاطره باشه . شاید تلخ ، شاید شیرین

ممکنه برای گروه دیگه ای از نون شب واجب تر باشه که برای تامین رضایت اون از واجبات زندگی شون بگذرن و فدای او کنن ( البته من خیلی از این آدما رو می شناسم که اینطورین )

برای یه عده حکم پدر معنوی رو داره

هستند کسانی که براشون دکتر شاهپرویزی یه اسطوره است

بگذریم که بعضی ها فکر می کنن که اون به ملکوت و برزخ و بهشت و جهنم و … دسترسی داره

ولی برای شما دکتر شاه پرویزی چیه ؟ یه معما ؟

ولی شاید ندونین که برای خیلی ها دکتر شاهپرویزی زندگی شون بوده ، نه معلمشون.

از سرنوشت خیلی هاشون خبر دارم . حیرت انگیزه و عبرت آموز !

This is Shahrokh Shahparvizi, for you!

h1

دوره های آموزشی دکتر شاهپرویزی

جون 9, 2010

دکتر شاهپرویزی به تدریس دوره های آموزشی زیر مشغول بوده است:
1- خودشناسی علمی ( در ابتدا به هولوگرافیک معروف و مشهور بود)
این دوره ها از سال 76 شروع شد که به صورت پراکنده در سطح شهر برگزار شد و اولین جایی که به طور بلندمدت میزبانی این دوره ها را به عهده داشت ، فرهنگسرای جوانان موفق در نزدیکی پارک دانشجو بود که بعدها در حدود سال 79 دکتر شاهپرویزی این مکان را ترک کرد و تا مدتی از ایشان خبری نبود. بعدها به دلیل مشارکت این فرهنگسرا در یک بازاریابی شبکه ای موسوم به پنتاگونا ، این فرهنگسرا تعطیل شد.

سپس این دوره ها در بنیاد فرهنگ و زندگی ( مربوط به سهیل رضایی ) ، موسسه فراروان ، شهر کتاب زرتشت ، فرهنگسرای اندیشه و … برگزار گردید.

2- دوره های مثنوی : این دوره آموزشی تقریبا بیش از 5 بار شروع شد که هر بار به دلیل نامعلومی متوقف گردید.

نخستین بار این دوره آموزشی در فرهنگسرای جوانان موفق کلید خورد ولی بعد از مدت بسیار کوتاهی تعطیل شد.

تنها جایی که این دوره تا به انتها برگزار شد ، خانه فرهنگ ستارخان بود که تقریبا 15 ترم 6 جلسه ای میزبان چیزی حدود 300 نفر علاقمند به عرفان اصیل مولوی بود

3- خودشناسی قرآنی :
این دوره به ندرت برگزار شده و عمدتا محل تشکیل آن در بنیاد فرهنگ و زندگی بوده است.

4- خانواده سالم

5- اخلاق
این دوره در خانه فرهنگ ستارخان برگزار شده و 300 نفر علاقمند به مباحث اخلاقی ، مطالب این دوره را پیگیزی نمودند.